سوئد اینگونه شهریاری میشود
کشورهای اسکاندیناوی که در تلفظ خودشان خود را «وی – کینگ» میدانند به خوبی آگاهند معنی تحت الفظی وی – کینگ برابر است با «ما – پادشاه» یا «ما – شهریار» و این دقیقاً بیان کنندهٔ جایگاه مردمان این سرزمینها در ساختار سیاسی کشورهای مطبوعهشان است. این از افتخارات این کشورها و منجمله سوئد است که مردم آنها شهریاران واقعی جامعه شان هستند. بدون مبنا نیست که سوئد در شاخص دموکراسی سال ۲۰۱۸ میلادی پس از همسایگان اسکاندیناویاش نروژ و ایسلند مقام سوم را در دنیا نائل شده است. در دیگر شاخصها مثل شاخص بهترین کشور برای شهروندی ۲۰۱۹، خوشنامترین کشورهای دنیا ۲۰۱۸، شادترین کشور دنیا ۲۰۱۹، ۱۰ کشور برتر در تعلیم فنون آینده، بهترین کشورها برای زنان ۲۰۱۹، بهترین کشور برای رشد کودکان ۲۰۱۹، درجهٔ آزادی ۲۰۱۹، بهترین کشور برای کیفیت زندگی ۲۰۱۹، بهترین کشور برای زنان کارگر ۲۰۱۷، کشورهای شفاف (عدم فساد و رانت)، آزادی مطبوعات در جهان ۲۰۱۹، اظهار مذهب در تعریف یک شخص و بسیاری شاخصهای مثبت دیگر کشورهای اسکاندیناوی و منجمله سوئد همیشه در بین رتبههای بالای این ردهبندیهای جهانی قرار میگیرند.
سوئد از دیدگاه ساختار سیاسی یک کشور فدرال نیست ولی این ساختار به گونهای است که در آن شهرداریها و استانداریهای متشکل از چند شهرداری از خودمختاری اساسی و گستردهای برخوردارند. اگر بنا واقعاً به شهریاری مردم باشد پس هیچ راهی نیست جز اینکه توسط تفویض خودمختاری هر چه گسترده تر به مناطق جغرافیایی کشور قدرت و اجرا در نهایت بدست مردم هر منطقه سپرده شود. چنین روشی به غیر از مردم سالارانه بودن بنیادی، بسیار کارآتر و سریع تر امور را اجرایی و عملی مینماید. آخر چه کسی آگاه تر و دلسوزتر از مردم بومی هر منطقه میتواند در رفع کمبودها و مشکلات خانه و کاشانهٔ خود کوشا باشد؟ و وقتی همهٔ مناطق به موازات یکدیگر مشکلات محلی را رفع نمایند کارها نیز به موازات یکدیگر و لذا سریعتر به انجام خواهند رسید.
لازم به یادآوری است که شهریاری یک مطلب و شهریاری مردم مطلبی دیگر است. در کشورهای اسکاندیناوی و منجمله سوئد شهریاری در استبداد یک نفر مثل یک شاه خود کامه یا یک گروه مثل گروه نخبگان نیست بلکه در اختیار رأی مردم و یا نمایندگان منتخب مردم است و این آنها هستند که به عنوان مرجع اصلی، تخصص نخبگان را به کار میگیرند. این یعنی شایستگی شهریاری مردم در راستای بهره وری از نخبگان و نه اسارت در سلطهٔ آنان. کسی به اصطلاح آقا بالا سر مردم نیست که صلاحشان را تشخیص دهد و به جای مردم برای مردم تصمیم گیری کند. و این اولین قدم واجب به سوی اعتماد به مردم به عنوان انسانهای بالغ و شایسته از راه اعتدال ورزیدن در تشخیص شایستگی است که در دومین قدم توسط آموزش و پرورش و همچنین رسانههای عمومی مردم را در شایستگیشان ورزیده تر مینماید و در عین حال عامیگری را خنثی مینماید.
دستاوردهای بشری غرب و شرق ندارد. غربی ها هم آریائی و لذا خواهران و برادران ما و به استدلالی ایرانی هستند. ضمن اینکه پدیدهٔ شهریاری مردم صرفاً یک پدیدهٔ غربی نیست. به گزارش هرودوت،مورخ هلنی، در ابتدا کوچکترین جزء جامعهٔ پارسیان خانواده بوده که رئیس خانوادهها رئیس تیره و رؤسای تیرهها رئیس قبیله را انتخاب میکردهاند. همین مورخ اشاره میکند که مادها مجامع و مجالس خلق داشتهاند. بدین معنی که شورای شیوخ یا برگزیدگان مردم وجود داشته بوده و به اعتقاد دیاکونوف خاورشناس بینالمللی روسی فرمانروایان در ابتدا استبدادی نبودهاند. میتوان ادعا کرد روش شهریاری ایرانیان قبل از اسکندر ترکیبی بوده است از روش بومی مردم سالارانه و آریائی مادها و پارسها با حکومت داری استبدادی و کهنهتر سامی بابلی.
اینکه مردم به عنوان آدمهای بالغ خود صلاح و مصلحت خود را تشخیص دهند و در موردش تصمیم بگیرند خیلی انسانی تر و مطلوب تر است تا سلطهٔ یک نفر یا یک گروه که بیاید و صلاح و مصلحت عموم را تشخیص دهد و آنرا تحمیل کند. مسئله اعتدال در سنجش شایسته گری است. میتوان همان تربیت و آگاهی را که یک فرد یا یک گروه دارد توسط آموزش پرورش صحیح و همت رسانههای عمومی به مردم داد. مردم ایران قریب دست کم هزار سال است اسیر مذهب بودهاند. یک روزه نمیشود این تربیت را تغییر داد. بروز انقلاب اسلامی ۵۷ عکس العمل مستقیم مردم در راستای تربیت طولانی مدت مذهبیشان بود نه ثمرهٔ روشنفکری ایرانی. روشنفکری ایرانی هنوز مانده تا ثمره بدهد. خلاصه اینکه در شرایط تربیتی و اطلاعاتی مشابه عقل انسانها در اصول بنیادین، انتخاب بسیار شبیه به هم میتواند داشته باشد و یک راه را برود. باید شرایط تربیتی و اطلاع رسانی آن یک نفر یا آن گروه برای همهٔ مردم فراهم شود. مثل کشورهای اسکاندیناوی و سوئد.
البته شاید کار سادهای باشد که با توجه به برخی شواهد و قرائن حدث زد شهریاری مردم سرنوشت نهایی انسانها بر روی کرهٔ زمین است. اما اینکه در آینده چه زمانی چنین ایدهآلی به حقیقت خواهد پیوست کار سادهای نیست. در آن زمان، شهریاری مردم به صورت ترکیبی از مردم سالاری مستقیم و مردم سالاری نمایندگی خواهد بود. بدین معنی که هم مردم مستقیماً در تصمیمگیریها مشارکت خواهند داشت و هم در پارهای مسائل تخصصیتر و امنیتیتر، نمایندگان مردم در مجلس تصمیمگیری خواهند کرد. این درصد مرجع تصمیمگیری شاخصی برای آیندهٔ تشخیص درصد مردمسالاری در شهریاریهای مردمی خواهد بود.
در ایران نیز روزی مردم، شهریاران نهائی کشورشان خواهند شد، شکی نیست. در این راستا برخی ایرانیان به فدرالیزم میاندیشند. البته فدرالیزم «قومی» شاید در برخی نقاط خاص دنیا به خاطر داشتن شرایط خاص عملی بوده باشد ولی مطمئناً در ایران کاربردی ندارد چون اقوام در ایران خیلی پراکنده و در هم آمیخته هستند. ولی نوعی از فدرالیزم یا ساختاری با همان خاصیت که بر اساس منطقه بوده و با در بر گرفتن اقوام مختلف ساکن در آن مناطق برای داشتن سطحی از خود مختاری در جهت اداره و توسعهٔ هر منطقه بدست مردم بومی آنها یک الزام است. اینگونه ادارهٔ ساتراپ گونه در ایران باستان نیر سابقه داشته و امروز عامل مردم سالاری و آبادانی کشورهایی مثل سوئد به حساب میآید.
در رابطه با ایران لازم است کهننگاری ایران را به شش دورهٔ کلی تقسیم کرد. ۱) دوران شهریاری شاهنشاهان حرفهای (شاهنشاهان هخامنشی)، ۲) دوران حکومت جنگاوران و سلحشوران یا به عبارت دیگر دوران گردنکلفتها و قلدرها (از شورش اسکندر تا پایان پهلوی اول. البته دورهٔ اشکانیان و ساسانیان تا قبل از انوشیروان دوران شهریاری قلدران پهلوان و جوانمرد بود)، ۳) آغاز جنبش مردم (دوران کوتاه خیزش مشروطه)، ۴) دوران حکومت استبداد سلطنتی ایرانی (پهلوی دوم)، ۵) دوران استبداد و جنایات مذهبی به پشتوانهٔ پاسداران و بسیجیان چماقدار (جمهوری جنون و جنایت اسلامی)، ۶) ادامهٔ جنبش مردم و ظهور شهریاران نهایی (شهریاری ابدی مردم. اتحادیهٔ ایران؟)
آنچه که مخرج مشترک تمامی این دورانها محسوب میشود اشراف و دیوانسالاران بودهاند. دیوان سالاران تنها دست اندرکاران دولتی نیستند بلکه مجموع دولتمردان و همهٔ نفوذ دارانی هستند که بر عملکرد دولت تأثیر مستقیم دارند و جمعاً حکومت را شکل میدهند. دولت بخش متحرک یک حکومت و نفوذ داران پای نسبتاً ثابت همهٔ حکومتها هستند. مسلم است که هرچه به عقب برگردیم این نفوذ داران بیشتر از طبقهٔ اشراف بودهاند که هم سرمایه و هم آشنا داشتهاند.
همین اشراف در ادوار پایانی هخامنشیان که بیش از دویست سالی بود نظامیان هلنی هم با آنان ترکیب شده بودند گُنده لاتی را به نام اسکندر علیه هخامنشیان یاری کردند و هخامنشیان ساقط شدند و داستان اجیر کردن و به کار گیری نخالهها در نظم دادن امور از همانجا شروع شد. هرگاه هم که ناخالههای حاکم کارآیی خود را از دست میدادند ناخالهها و گردنکلفتهای قلدر جدیدی اجیر میشدند در حالیکه آن گردن کلفتهای قلدر قبلی هم حالا دیگر به جمع اشراف پیوسته بودند. و این همان ساختار قلدرجنگلی است که بعدها «شیر» و خورشید هم نشان آن شد.
این است که نام «شهریاری» شایستهٔ پادشاهی هخامنشیان است چرا که کشوریاری یا به عبارت دیگر دادگری، آبادانی و مردم پروری از جنبههای برجستهٔ آن دوران بوده است در حالی که نام «حکومت» که بیشتر بیانگر روشهای نفسانیه زنده به گور کردن همانند آنچه انوشیروان بر سر مزدکیان آورد، سر و دست و پا بریدن مثل اعراب و زنده زنده خوردن و چشم درآوردن مثل ترکها برآزندهٔ خودکامهگانی دانست که روش آنها حکم یا زور بوده است. امروزه در کشورهای بیشتر مردم سالار گروههایی از مردم غیر اشراف نیز به دستهٔ دیوان سالاران میپیوندند. امید است روزی همهٔ مردم جزو دیوان سالاران باشند.
در رابطه با آیندهٔ ایران کشورهای مردم سالار اسکاندیناوی و منجمله سوئد الگوی مناسبی میتوانند باشند که به طور اخص در راه شهریاری مردمشان تجربههای منحصر بفردی کسب کرده و در جهان پیشتازان این امر هستند. جا دارد دیوان سالاران ایران که شاید هم آنها هوای حکومت سلطنتی را به سر خمینی و جانشینانش انداختند این بار ولی نعمت جدید خود را مردم بدانند و همانند کشورهای اسکاندیناوی مردم را به جای یک نفر یا یک گروه شهریاران واقعی خود و ایران قلمداد کنند و در راه شهریاری آنان تلاش کنند که این شهریاری نهایی و همیشگی است.
این مقاله در دو قسمت به ساختار و عملکرد شهریاری سوئدی میپردازد. در قسمت اول به قوانین اساسی، مجلس و دولت سوئد و مأموریت های مختلف آنها نگاه خواهد شد و همچنین اینکه تصمیمات مختلف کجا اتخاذ میشوند. در قسمت دوم شهرداریها و استانداریها برجسته خواهند شد.
شهریاری چیست؟
در اینجا شهریاری به معنای مجلس، دولت و مقامات سوئد است. می توان گفت که شهریاری سوئد شامل تعدادی از افراد و ارگانها (واحد های) مختلف است.
یک تقسیم بندی اساسی چنین به نظر می رسد:
• رئیس شهریاری
• مجلس
• دولت
• دادگاهها
یک شهرداری چگونه اداره می شود؟
کلمه شهرداری در سوئدی «کومون» گفته میشود. کلمهای که از واژه «کومیونیس» لاتین ریشه گرفته و به معنی مشترک است. در یک شهرداری، مردم باید مدارس، مراکز تفریحی، آب شهری، فاضلاب و غیره را مشترکاً اداره کنند.
شهرداریهای مختلف
یک شهرداری یک منطقه جغرافیایی است. منطقهای که ساکنان آن حق دارند در مورد نحوه رسیدگی به امور مشترک خود تصمیم گیری کنند. در سوئد ۲۹۰ شهرداری وجود دارد.
اندازه و جمعیت شهرداریها بسیار متفاوت از یکدیگرند. شهرداری «کیرونا» در شمال سوئد بیش از دو هزار برابر بزرگتر از شهرداری «سوندبیبرگ» واقع در استان «استوکهلم» است که از لحاظ وسعت کوچکترین شهرداری سوئد است. شهرداری استوکهلم با کمی بیش از ۹۵۰۰۰ نفر جمعیت در سال ۲۰۱۸ میلادی دارای بیشترین جمعیت است. شهرداری «بیورهولم» در استان «وستربوتِن» دارای کمی کمتر از ۲۵۰۰ نفر جمعیت است.
پیشینهٔ شهرداری
در جامعهٔ کشاورزی قدیم، مردم به دنبال کلیسای منطقه تشکیل یک قریه را میدادند. قریه از چند روستای مختلف تشکیل میشد. در آنجا، مردان در جلسهٔ اجتماع کلیسا شرکت جسته، در مورد چگونگی نگهداری از کلیسای مشترک، چگونگی مراقبت از سالمندان و نحوه شکل دهی مدارس کودکان تصمیم گیری میکردند.
در طول قرن نوزدهم میلادی، سوئد صنعتی شد و در سال ۱۸۶۲ میلادی شهرداریهای حاضر تشکیل شدند. در آن زمان حدود ۲۵۰۰ شهرداری در سوئد وجود داشت. از مزایای شهرداریهای کوچک این بود که اکثر مردم یکدیگر را میشناختند و زمانی که سیستم کار می کرد احساس تعلق منطقهای میشد. مهاجرت بزرگ به شهرها به این معنی بود که در روستاها ساکنان کمتری باقی ماندند. در نتیجه دو اصلاحات در تقسیمات بزرگ شهرداریها انجام شد که به این معنی بود که تعداد شهرداریها به حدود ۱۰۰۰ عدد رسید. این شهرداریها نیز بسیار کوچک بودند تا قادر به پاسخگویی به نیازهای مردم برای خدماتی مانند مدارس عالی، استخرهای شنا و غیره باشند. لذا بازهم شهرداریهای بیشتری با هم ادغام شدند. امروز در سال ۲۰۱۹ میلادی ۲۹۰ شهرداری در سوئد وجود دارد.
انتخابات شورای شهرداری
انتخابات شهرداری هر چهار سال یک بار در دومین یکشنبه از ماه سپتامبر به همراه انتخابات مجلس برگزار می شود. برای رأی دادن در انتخابات شهرداری، لازم است تا زمان روز انتخابات ۱۸ سال سن داشت و همچنین در آن شهرداری ثبت احوال بود. شهروندان خارجی هم حق رأی دادن در انتخابات شهرداری را دارند، اما لازم است سه سال قبل از روز انتخابات در سوئد اقامت گرفته باشند.
شورای شهر
شورای شهر همتای مجلس ملی در شهرداری است. این بدان معنی است که شورای شهر، که معمولاً شورا نامیده میشود، بالاترین مقام تصمیم گیری در سیاست آن شهرداری است. در اینجا تمام تصمیمات مهم اتخاذ میشوند، به عنوان مثال تصویب بودجهٔ شهرداری یا به عبارت دیگر درآمدها و هزینههای شهرداری.
شورای شهر معمولاً یک بار در ماه ملاقات می کند و این جلسات عمومی هستند. این به این معنی است که هر کسی می تواند از این جلسات بازدید کند. شورای شهر هیئت مدیرهٔ شهرداری را تعیین می کند که مهمترین مجمع سیاسی شهرداری است.
هیئت مدیرهٔ شهرداری
هیئت مدیرهٔ شهرداری مهمترین ارگان سیاسی در شهرداری است. شورای شهرداری همتای دولت ملی در شهرداری است. در این هیئت همهٔ مسائل قبل از تصمیم گیریهای نهایی در شورای شهر آماده می شوند. به ندرت اتفاق میافتد که شورای شهر تغییراتی در پیشنهادهای هیئت مدیره بدهد و این البته به دلیل این واقعیت است که همان احزاب در هر دو مجمع دارای قدرت هستند. بزرگترین حزب در شورای شهر نیز دارای بیشترین کرسی در هیئت مدیرهٔ شهرداری است.
هیئتها
البته اعضای هیئت مدیرهٔ شهرداری نمیتوانند همه چیز راجع به شهرداری را درک کنند. بنابراین، هیئتهای دیگری نیز در شهرداری وجود دارند که همتای کمیتهها در مجلس ملی هستند. برخی از این هیئتها اجباری هستند، به عبارت دیگر شهرداری باید این هیئتها را داشته باشد، بعضی دیگر هیئتها داوطلبانه هستند. هر هیئت یا کمیته مسئول امور خاص خود است. این میتواند مدرسه، مراقبت از کودکان، اوقات فراغت و غیره باشد. هیچ یک از جلسات هیئتها عمومی نیستد، اما شهروندان شهرداری می توانند از طریق خواندن صورتجلسات این مجامع به تصمیمهای گرفته شده پی ببرند.
اقتصاد شهرداری
شهرداریها مسئول بسیاری از امور هستند، چیزی که هزینهٔ زیادی بر میدارد. در سال های اخیر شهرداریها مشکلات مالی داشتهاند. هر ساله شهرداری برای سال آینده یک بودجه محاسبه میکند. این یک برنامهٔ اقتصادی است در مورد اینکه چه درآمدی کسب میکند و چه هزینههایی میپردازد. هر هیئت یا کمیته درخواستهای خود را به هیئت مدیرهٔ شهرداری ارسال میکند. سپس هیئت مدیرهٔ شهرداری پیشنهادی را برای آنچه که به عنوان مثال مدرسه میتواند هزینه کند تهیه میکند. مهمترین منبع درآمد شهرداری، مالیات شهری است. این کمی بیش از نیمی از درآمد شهرداری را پوشش میدهد.
این شورای شهرداری است که هر ساله تصمیم می گیرد مالیات شهری چه مقدار باید باشد. یکی دیگر از منابع مهم درآمد شهرداری هزینههای مختلفی است که شهروندان برای آب، برق و نظافت شهری میپردازند. این معمولاً حدود ۲۰ درصد از درآمد شهرداری است. شهرداری ها کمک هزینه از دولت هم دریافت میکنند. چیزی که معمولاً حدود ۲۰ درصد از درآمد شهرداری است.
مراقبت
یکی از وظائف شهرداری مراقبت از ساکنان آن است. به عنوان مثال، در مورد مراقبت از کودکان (مانند مهد کودک، مدرسه و اوقات فراغت) و مراقبت از سالمندان (خانه های مراقبت از سالمندان و غیره)، دادن کمک هرینه به افراد و خانوادههایی که قادر به تأمین معیشت خود نیستند و غیره انجام می شود.
شوراهای استانداریها
در سوئد ۲۳ شورای استانداری وجود دارد. به طور کلی، شورای استانداریها دارای مرزهای مشابه با استانها هستند. هر استانداری از چندین شهرداری تشکیل می شود. استانداریها عمدتا مسئول مراقبت های بهداشتی در داخل استان هستند، اما همچنین مسئول حمل و نقل عمومی و بخشی از آموزش و پرورش نیز هستند. فعالیت یک استانداری بسیار شبیه یک شهرداری است. این بدان معنی است که هم شورای استانداری، هم هیئت مدیره و هم هیئتها یا کمیتهها وجود دارند. انتخابات شورای استانداریها هم زمان با انتخابات مجلس و انتخابات شورای شهرداریها برگزار می شود. درآمد استانداری از مالیات استانی، کمک هزینههای دولتی و شارژها تأمین میشود.
آدم محوری ایرانی در حال حاضر از چهار طرح رفاهی-عمرانی حمایت میکند. این چهار طرح عبارتند از:
۱) طرح حقوق شهروندی هوشمند
۲) طرح تلفیق انگارهٔ پرکردن کویرهای ایران با آب و انگارهٔ آبراه کشتیرانی دریای کاسپین به دریای عمان
۳) طرح بازسازی بناهای باستانی به شکل بنیادین خود
۴) طرح ایجاد یک پایتخت جدید و مدل آینده به شکل یک یا چند چوغازنبیل کلان
طرح حقوق شهروندی هوشمند
پیشنهاد میشود شهروندانی که به هر دلیل موقت یا دائم تشخیص داده میشود که قادر به ایجاد درآمد مکفی برای خود نیستند حقوق شهروندی در حد یک حداقل استاندارد رفاهی مطلوب دریافت دارند.
· اگر برای شهروندی که به سبب نوعی ناتوانی، حقوق شهروندی به او تعلق میگیرد امکان بازگشت به بازار کار، ممکن تشخیص داده میشود بایستی پیرو یک برنامهٔ توانبخشی فردی بازگشتش به بازار کار عملی شود.
· شهروندی که دارای قابلیت فعالیت در بازار کار تشخیص داده میشود و فعلاً بیکار است و درآمد دیگری ندارد بایستی فعالانه در جستجوی کار باشد و لیستی از شرکتهائی که در طول هفته به آنان درخواست کار داده به ادارهٔ ناظر مربوطه ارسال کند و در این صورت حقوق شهروندی دریافت خواهد کرد.
· شهروندی که دارای قابلیت فعالیت در بازار کار تشخیص داده میشود و بیش از مدتی مقرر کار پیدا نمیکند بایستی تحت برنامهٔ توانبخشی حرفهای قرار گیرد تا شانس پیدا کردن کار برایش زیادتر شود.
· شهروندی که دارای قابلیت فعالیت در بازار کار تشخیص داده میشود و پس از گذراندن برنامهٔ توانبخشی حرفهای بیش از مدتی مقرر کار پیدا نمیکند متعهد است کاری را که ادارهٔ ناظر مربوطه به او پیشنهاد میدهد بپذیرد.
· شهروندانی که نیمه وقت کار میکنند میتوانند بیست درصد از درآمد خود را حفظ کنند و مابقی آن از حقوق شهروندی ایشان کسر خواهد شد.
· برای شهروندان شاغل، صندوقهای بیمهٔ بیکاری و صندوقهای بیمهٔ بازنشستگی خصوصی و یا دولتی تأسیس شود که شهروند با پرداخت داوطلبانهٔ حق بیمههای مقرر در طول زمان شاغل بودن خود، برای زمان مشخصی بیمه شوند. بیمهٔ بازنشستگی میتواند طی آن مدت بازپرداخت مقرر شده، مکمل حقوق شهروندی باشد.
· مسئلهٔ مخارج مسکن برای شهروندانی که خود نمیتوانند مخارج خود را تأمین نمایند جدا از حقوق شهروندی و به صورت خانواری به اعضای آن خانوار تا یک سقف تعیین شده توسط مجلس به عنوان حق مسکن پرداخت میشود.
طرح تلفیق انگارهٔ پرکردن کویرهای ایران با آب و انگارهٔ آبراه کشتیرانی دریای کاسپین به دریای عمان
تلفیق طرح پر کردن کویرهای بزرگ ایران که خود بنیاداً دریاچه بودهاند با آب دریای عمان با طرح ایجاد یک آبراه به عمقی که برای تردد یک کشتی تانکر نفتی غول پیکر مناسب باشد و به پهنای عبور همزمان دست کم دو کشتی تانکر غول پیکر، از مبدأ دریای کاسپین تا مقصد دریای عمان. بدین صورت که تالاب خشک شدهٔ جازموریان توسط آبراهی به دریای عمان متصل شود و از آب پر شود. ضمن اینکه آبراهی تالاب جازموریان را به کویر لوت متصل و پر آب کرده وآبراه سومی کویر لوت را به دشت کویر متصل و پر آب کرده و نهایتاً آبراه چهارمی دشت کویر را به دریای کاسپین متصل سازد. آنچنان که بر میآید کشور روسیه نیز علاقمند یک چنین راه آبی هست و لذا ممکن است در هزینه و ساخت آن شریک شود. منابع دیگری نیز قابل تصور است. بازده این راه آبی به غیر از مزایای استراتژیک ارتباط آبی دریای کاسپین و دریای عمان باعث آبادانی کشور از راه مزایای کشاورزی، زیست محیطی، گردشگری و ایجاد فرصتهای شغلی میباشد.
طرح بازسازی بناهای باستانی به شکل بنیادین خود
بازسازی بناهای باستانی منجمله بنای پارسه یا تخت جمشید به شکل بنیادین خود افزون بر زنده کنندهٔ شکوه تمدن باستانی ایرانی و ترویج فرهنگ ملی، مایهٔ آبادانی، رونق گردشگری و ایجاد فرصتهای چند گانهٔ شغلی خواهد بود.
پتانسیل جذب توریست و جهانگرد در ایران به عنوان یک دایرةالمعارف زنده آنچنان بالاست که به ضریب میتواند جایگزین صنعت نفت گشته و به مرور با بازنشستگی صنعت نفت جهت مصارف خاص قدم مهمی در ارتقاء زیست بوم نیز بردارد. تلاش و اَبَر سرمایهگذاری با عاملیت شرکتهای سهامی که سرمایهگذاری مردم و خارج را نیز ممکن بسازد، در توسعهٔ این صنعت سیل بازدهی چند گانه را به همراه خواهد داشت.
![]() | ![]() |
طرح ایجاد یک پایتخت جدید و مدل آینده به شکل یک یا چند چوغازنبیل کلان
ایجاد یک پایتخت جدید و مدل فردا در حوالی شهر شوش و به شکل یک چوغازنبیل کلان که در آن از نیروگاههای خورشیدی بهره جسته میشود و فزون بر آن در دیوارههای خارجی آن نیز از شیشهٔ مولد الکتریسیته استفاده خواهد شد. ساختاری شبیه چوغازنبیل نه تنها زنده کنندهٔ بنیاد تمدن ایرانی خواهد بود بلکه از فضا نیز حداکثر استفاده خواهد شد و در مقابل زلزله نیز مقاومتر از سازههای متداول خواهد بود. چون شهر مجتمع است در پیمودن مسیرها نیز صرفه جوئی میشود.
این سازهٔ کلان دارای طبقات زیاد و محلههای مسکونی، اداری، حرفهای و صنعتی متعدد با مراکز مجتمع خرید و تفریحی در هر محله خواهد بود و سیستمهای حمل و نقل شهری پیشرفتهٔ برقی طبقات و محلهها را به هم متصل خواهد کرد. واحدهای صنعتی بیشتر در طبقهٔ کف سازه متصور است تا هم سر و صدا و آلایندگیها را محدود کند و هم ارتباط با خارج را برای این واحدها آسانتر کند. واحدهای مسکونی و اداری این سازه به صورت قوطی خواهد بود که فضای مرکزی آن نقش نور گیر و هواگیر را ایفا میکند. البته بسته به بزرگی این واحدها زوائدی را در داخل فضای این قوطیها میتوان در نظر گرفت. به عبارت دیگر هر واحد، یک آسمانخراش قوطی شکل است که با ردیف کردن تعداد زیادی از این آسمانخراشها با فاصلهٔ مطلوب با هم بر روی اضلاع یک مربع کلان، اولین طبقهٔ بیرونی چوغازنبیل ایجاد میشود. دومین طبقهٔ چوغازنبیل از آسمانخراشهای بلندتر و قوطیوار تشکیل شده که با فاصلهای مطلوب از اولین طبقهٔ چوغازنبیل در کنار هم و در داخل مربع این طبقه ساخته میشود.
به همین ترتیب با آسمانخراشهای بلندتر و قوطیوار طبقات بعدی چوغازنبیل ایجاد میشوند و دست آخر بلندترین و مرکزیترین طبقهٔ چوغازنبیل به صورت بلندترین آسمانخراش در مرکز سازه ساخته میشود. بین واحدها هم گذرگاههای معلق، لبه دار و چندین طبقه برای عبور وسائل نقلیه تعبیه خواهد شد. یک یا چند فرودگاه نیز روی زمین در کنار این سازه جهت ترابری هوائی ایجاد میشود. البته میتوان یک فرودگاه هم بر بام آسمانخراش مرکزی ساخت. شعبهای از آبراه کاسپین-خلیج فارس یا یک آبراه جداگانه به خلیج فارس نیز میتواند به سمت این شهر ساخته شود و دریاچهای مصنوعی نزدیک آن ایجاد کند.
طراحی چنین شهری به نقشههای دقیق و آینده نگرانهٔ همه جانبه نیازمند است و زمان میبرد. پس نباید زمان را از دست داد.